بهاء الدين محمد بن مؤيد بغدادي

مقدمه 20

التوسل إلى الترسل ( فارسى )

هم اطلاع بيشترى حاصل كنند ، نمونهء از آن اشعار ذيلا ياد مىكند ( در نمونه‌ها بيت يا مصراع اول از اصل كتاب و باقى از ناسخ است ) * * * در صد هزار قرن سپهر پياده‌رو * نارد چنو سوار بميدان كارزار در صد هزار هزاران دو صد هزار * مرد قسيم ضرب كند شب ز روزگار « 1 » * * * و لا خير فى حلم اذا لم يكن له * بوادر تحمى صفوه ان يكدرا فان الذى مما يكون فقد قدر * و ان المقادير الأله مقدرا « 2 » * * * و للمحب لسان فى شمائله * بما تجن من الأ هواء يعترف سيان مستبحر غمرا و عمرو اذاهما * ارادا اقترا فالما كالماء يغترف « 3 » * * * ان الحسان مظنة للحسد * لا زال صلحها عديل الفسد « 4 » * * * از دوست بهر جفا بريدن خامى است * از خصم بهر قضا شنيدن عامى است « 5 » * * * سالها مهر و خدمتش ورزم * بسلاميش هم نمىارزم جامه‌دوزى و خطنويسى ماست * كم دلم گفت حبذا درزم « 6 »

--> ( 1 ) صفحهء 2 از ورق 37 و بيت الحاقى را در اينجا بر خلاف رسمى كه داشته پيش از بيت اصل نوشته است . ( 2 ) صفحهء 2 از ورق 48 . ( 3 ) صفحهء 2 از ورق 52 . ( 4 ) صفحهء اول از ورق 72 . ( 5 ) صفحهء اول از ورق 75 . ( 6 ) صفحهء 2 از ورق 75 .